چهل حدیث حضرت امام سجاد (ع)....

 

چهل حدیث بسیار زیبا و مورد نیاز زندگی امروزی از حضرت امام سجاد (ع) :

با سلام. امروز پای درس امام چهارم، حضرت سجاد (ع) می رویم تا به کمال در دنیا و آخرت برسیم

 

1- قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) :
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْكْبَرِ:
مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَرِجْلاً حَتّى یَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّى یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.([1])


امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شداید صحراى محشر در امان

است:

 


اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نیازمندان و درخواست كنندگان دریغ ننماید
.
دوّم
آن كه قبل از هر نوع حركتى بیندیشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد یا هر سخنى را كه مى خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد
.
سوّم قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى كند عیب هاى خود را برطرف نماید
.

 

2- قالَ(علیه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.([2])


فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنیایش مفید باشد
.
و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد
.

 

3- قالَ(علیه السلام): أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.([3])


فرمود: هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است
:
1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید
.
2 ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى
.
3 ـ حیا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى
.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود
.

 

4- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.([4])

 
فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصیحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خیر و سعادت خواهى بود.

 

5- قالَ(علیه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.([5])


فرمود: حقّى كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه كم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلكه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.

 

6- قالَ(علیه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.([6])


فرمود: كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نیك، سرعت مى نماید و شهوات را زیر پا مى گذارد; و هركس از آتش قیامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جوید.

 

7- قالَ(علیه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.([7])


فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود
.
و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى كه همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید
.
و هرچه كمتر به مردم رو بیندازد و كمتر درخواست كمك نماید بیشتر احساس خودكفائى و بى نیازى خواهد داشت
.

 

8- قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.([8])


فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.

 

9- قالَ(علیه السلام): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ.([9])


فرمود: در این دنیا سرور مرد، سخاوتمندان هستند; ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.

 

10- قالَ(علیه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([10])


فرمود: هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

 

11- قالَ(علیه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.([11])


فرمود: هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، همچنین مورد خطاب قرار مى گیرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارایت باد
.
پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت
.

 

12- قالَ(علیه السلام): إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.([12]) 


فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.

 

13- قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.([13])


فرمود: تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخیص خوب و بد خوراكش اهتمام مىورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر كارهایش اهمیّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.

 

14- قالَ(علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.([14])


فرمود: هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترین نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

 

15- قالَ(علیه السلام): إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.([15])


فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دین را به دست آورد; بنابراین تنها وسیله رسیدن به احكام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد; پس هركس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود
.
و شخصى كه با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاك مى گردد
.

 

16- قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ یَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.([16])


فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.

 

17- قالَ(علیه السلام): مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ یَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ.([17])


فرمود: از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادى صالح و نیكوكار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.

 

18- قالَ(علیه السلام): آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.([18])


فرمود: هر آیه اى از قرآن، خزینه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى یابى.

 

19- قالَ(علیه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّه لَمْ یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَیَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.([1])


فرمود: هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى میرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم); و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مى نماید.

 

20- قال(علیه السلام): یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ یَجِبُ عَلَیْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.([2])


فرمود: شماهائى كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریك باشید.

 

21- قالَ(علیه السلام): الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ.([3])


فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.

 

22- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَهُ غَیْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصیبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.([4])


فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یكى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى كه مؤمن آن را با شكیبائى و صبر بگذراند.

 

23- قالَ(علیه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.([5])


فرمود: هركس مردم را عیب جوئى كند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات مى كنند.

 

24- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.([6])


فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى كشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.

 

25- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور.([7])


فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد); و نیز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد.

 

26- قالَ(علیه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یَشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَیَقُولُ: كَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیَقُولُونَ: بِخَیْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.([8])


فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتى هستید؟

جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گیریم
.

 

27- قالَ(علیه السلام): ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَهِ.([9])


فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت هاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند.

 

28- قالَ(علیه السلام): لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.([10])

 
فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى كردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

 

29- قال(علیه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.([11])


فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.

 

30- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.([12])


فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مى باشد.

 

31- قالَ(علیه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.([13])


فرمود: با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناك ـ .

 

32- قالَ(علیه السلام): إبْنَ آدَم إنَّكَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.([14])


فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده كن.

 

33- قالَ(علیه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.([15])


فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

 

34- قالَ(علیه السلام): إیّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإیّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ.([16])


فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد; و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.

 

35- قالَ(علیه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ.([17])


فرمود: مشكل ترین و سخت ترین لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است
:
1 ـ آن موقعى كه عزرائیل بر بالین انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگیرد
.
2 ـ آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خیزد
.
3 ـ آن زمانى كه در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ
قرار مى گیرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاوید مى شود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.

 

36- قالَ(علیه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً.([18])


فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

 

37- قالَ(علیه السلام): عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.([19])


فرمود: بسیار عجیب است از كسانى كه براى این دنیاى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.

 

38- قالَ(علیه السلام): رَأْیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیْدِى النّاسِ.([20])


فرمود: تمام خیرات و خوبى هاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مى بینم (یعنى قناعت داشتن).

 

39- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَمْ یَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.([21])


فرمود: كسى كه بینش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

 

40- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.([22])


فرمود: همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد
.
همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن; و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن; و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است
.

 

 

منابع:

 
[1] ـ تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3. [2] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3. [3] ـ مشكاه الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48. [4] ـ مشكاه الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5. [5] ـ تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2. [6] ـ تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3. [7] ـ تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3. [8] ـ تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3. [9] ـ مشكاه الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77. [10] ـ مشكاه الأنوار: ص 166، س 3. [11] ـ مشكاه الأنوار: ص 207، س 18. [12] ـ مشكاه الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3. [13] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19. [14] ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8. [15] ـ مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25. [16] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 343، س 20. [17] ـ وسائل الشیعه: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاه الأنوار: ص 262. [18] ـ مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.[1] ـ من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95. [2] ـ همان مدرك: ج 2، ص 147، ح97. [3] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16. [4] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21. [5] ـ بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64. [6] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304. [7] ـ كافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25. [8] ـ اصول كافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعه: ج 12، ص 189، ح 1. [9] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69. [10] ـ اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109. [11] ـ اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4. [12] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3. [13] ـ مشكاه الأنوار: ص 157، س 20. [14] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5. [15] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3. [16] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26. [17] ـ بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق. [18] ـ خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12. [19] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128. [20] ـ اصول كافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10. [21] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسیر امام حسن عسكرى (علیه السلام). [22] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.

شرح دعا3

 

فراز سوم

شرح:

از كلمه روح كه حقیقت حیات را تشكیل می دهد فهمیده می شود كه مقصود از رزق، تنها مسایل مادی یا مشتهیات نفسانی نیست، بلكه خدای متعال آنچه را كه روح لازم دارد - اعم از لوازم حیات معنوی و حیات مادی - تامین فرموده است ؛ پس هم چنان كه نان و آب و هوا و لباس و مسكن روزی او بوده و از اوست، شنیدن و دیدن و فهمیدن و قدرت بر عمل نسبت به حقایق معنوی - كه حیات جاویدان انسانی را تامین می كند - نیز جملگی از قسم روزی هایی است كه قائم به اعطای اوست.

ولی آنچه معلوم است یا باید دانست، آن است كه روزی تنها به جمع نمودن اموال و املاك نیست، زیرا چه بسیار ثروت ها كه گذشتگان برای آن امانتداری بیش نبودند. نیز به جمع كتب و فراگیری و حفظ مسایل علمی نیست، بلكه چه بسیار از پژوهشگران كه در ضبط و حفظ علوم كوشیدند و از تمام گنجینه علمی خود استفاده ای نبردند؛ بلكه روزی واقعی آن است كه جز وجود انسان قرار گیرد، لذا اگر مجموعه ای از اموال جمع شود، ولی بخل انسان اجازه مصرف آن ها را ندهد و یا مزاج ناسازگار و مریض مانع از استفاده از آن ها گردد، در حقیقت این شخص از تمام اموالی كه جمع كرده - و به اعتبار ذهنی خود همه را مال خود می داند - هیچ بهره ای نبرده و هیچ روزی ای از این مجموعه نداشته است، زیرا روزی آن است كه از گلوی انسان فرورفته و جز وجود او گردد و گرنه، برای وانهادن چه سنگ و چه زر!

بشنو این نكته كه خود را ز غم آزاده كنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده كنی

همین نكته، عینا در روزی های معنوی نیز هست ؛ مثلا گاهی عالم زاده ای در كتابخانه ای چندین هزار جلدی زندگی می كند كه هزاران كتاب علمی در فنون مختلف در قفسه های آن چیده شده است ؛ كتاب هایی كه شاید برای بسیاری به دست آوردن آن ها میسور نباشد، ولی حتی یك نقطه از مجموعه ی این كتاب ها نصیب آن عالم زاده نیست و خدای تعالی برای او روزی معنوی قرار نداده است. اگر دقیق تر فكر كنیم می بینیم كه چه بسا بر تمام كتب موجود هم تسلط یافته است، ولی حرفی از آن بر جان او ننشسته و در به كار بستن این علوم سخت محروم بوده و یك حرف از آن همه علوم و آگاهی با دل و جان او متحد نگردیده است.

علم چندانكه بیشتر خوانی


چون عمل در تو نیست نادانی

در واقع، این فرد از علومی كه در سینه خود جای داده روزی و بهره ای ندارد. حتی ممكن است عده بسیاری از او استفاده كرده و هدایت یافته باشند، ولی خود او - نعوذ بالله - گرفتار عذاب الیم جهالت است. این جاست كه پیوسته باید از خدا خواست كه بر روزی مادی و روحی و معنوی ما بیفزاید؛ كه اگر اراده او نباشد، لقمه در كام فرو نرود و دانش به قلب و جان ننشیند؛ زیرا چنان كه فرموده است، روزی مقدر او را نه كس تواند اضافه كند و نه نقصان وارد سازد، فقط خود اوست كه توان همه چیز را در ید قدرت خود دارد.

شرح دعا2    

فراز دوم

ابتدع بقدرته الخلق التداعا و اخترعهم علی مشیته اختراعا، ثم سلك بهم طریق ارادته و بعثهم فی سبیل محبته لا یملكون تاخیرا عما قدمهم الیه و لا یستطیعون تقدما الی ما اخرهم عنه. خلق را به قدرت و مشیت خود به صورت بی سابقه ای آفرید، سپس بر حسب اراده ازلی، آنان را آن چنان كه می خواست در مسیر معینی قرار داد و در طریق محبت خود برانگیخت. لذا هرگز آنان آن جا كه تقدم دارند قادر بر تاخیر نیستند و آن جا كه مؤ خرند، قدرت بر تقدیم ندارند.

شرح:

ساختار دستگاه آفرینش آن چنان است كه هر چه از آن در مرحله ظهور قرار گرفته، به شكل و صورتی است كه هرگز بر خاطره هیچ كس خطور نكرده و امكان تصور آن برای هیچ عقل و فكری میسر نبوده است. و این شگفتی، از كوچك ترین تا بزرگ ترین مخلوقات الهی جاری و ساری است.[2]

پس گذشته از اصل اعطای وجود به موجودات، ساخت پیكره و طرز خلقت آنان نیز بی سابقه و غیر قابل پیش بینی است. این مساله آن چنان مهم است كه ادای حق آن با هزاران تالیف و تصنیف و تحقیق هم میسور و ممكن نخواهد بود.

محبوب دوست داشتنی

سپس امام سجاد علیه السلام فرمود: خدای تعالی مردم را در مسیر محبت خود قرار داد. حال ممكن است برای شما این سؤ ال پیش بیاید كه بسیاری از انسان ها، نه تنها دوستدار خدا نیستند، بلكه گاهی دم از عناد و الحاد و دشمنی با او نیز می زنند و خود را ضد خدا قلمداد می كنند؟

پاسخ این سؤ ال روشن است، زیرا بر محققان پیداست كه آنچه آن فرد ملحد، دشمن می دارد خدا نیست، بلكه توهم غلطی است كه ساخته و پرداخته ذهن خود اوست. خدای متعال هرگز قابل دشمنی نیست، زیرا او ایجاد كننده همه، و مبدا علی الدوام ادامه حیات، و منبع جمیع خیرات و علت تمام قوا و اعطا كننده تمامی دلبستگی ها می باشد. لذا امكان ندارد كسی مبدا هستی و مبدا ادامه حیات و همه متعلقات خود را دشمن بدارد. خدایی كه علی الدوام سلامتی ما را تضمین، خوف و وحشت ما را برطرف و از فقر و فاقه ما را غنی می سازد، چگونه امكان دارد او را دشمن خود دانسته و از او بیزار باشیم ؟ زیرا بیزاری و دشمنی از او، دشمنی با سلامتی، امنیت، بی نیازی و ثروت خود ما می باشد.

اگر كسی را كه تمام هستی و ذره ذره اجزای ما را علی الدوام و لحظه لحظه ادامه می دهد شناختیم، چگونه امكان دارد او را دشمن بداریم ؟

پس تمام مشكل ما آن است كه خدای راستین را نشناخته ایم و آنچه را كه خدا انگاشته ایم، مخلوق ذهن خود ماست. پس بر ماست كه كوشش كنیم تا آن محبوب راستین و خالق مهربان را بشناسیم.

افسوس كه آنچه برده ایم باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

بشناخته ایم هر آنچه نشناختنی است

نشناخته ایم هر آنچه بشناختنی است

حضرت در آخرین قسمت این فراز فرمود: قدرت تغییر مرتبه ای كه ما را در آن آفریده نداریم. این مساله كنایه از آن است كه اطوار وجودی ما از جهت شرایط تكوینی به دست حضرت اوست و در این زمینه از ناحیه خود، قدرت تغییر و دگرگونی نداریم ؛ زیرا هیچ موجودی هرگز قدرت تاثیر و تصرف در اصل وجود خود و با چگونگی حقیقت آن را ندارد. چون این كار مستلزم آن است كه خود آن موجود در گرو ساخت و ساز خود باشد، كه این مساله از بدیهی ترین محالات است.

و جعل لكل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه لا ینقص من زاده ناقص و لا یزید من نقص منهم زاید خدای تعالی برای هر روح و نفسی رزق خاصی قرار داده است ؛ هر كه را روزی فراوان عنایت كرد، كسی را قدرت بر كم كردن آن نیست. و هر كه را روزی اندك عنایت كرد، كسی را قدرت بر ازدیاد آن نیست.
 

شرح دعا 1

 
شرح دعای اول -فراز اول

فراز اول

الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر یكون بعده، الذی قصرت عن رؤ یته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین. تمامی ستایش ها از آن خدایی است كه پیش از همه موجودات است و هیچ چیز قبل از او امكان وجود ندارد. او غایت همه موجودات است و هرگز پس از او موجودی نیست. چشمان بینندگان در حدی نیست كه او را ببیند و اوهام واصفان از وصفش ناتوانند.

شرح:
در این فراز، حضرت سجاد علیه السلام خداوند را به اولیت ستوده است، ولی از آن جا كه اذهان عموم مردم پیوسته از كلمه اول، اولیت زمانی را فهمیده و در امتداد زمان، پیوسته پیش و پس را در نظر می گیرند، امام علیه السلام به این نكته اشاره می فرمایند كه اگر چه برای هر اول زمانی، زمانی قبل از آن قابل تصور است، ولی صفت اولیت برای خداوند متعال غیر از اولیت نسبی است كه قبلیت دیگری را می پذیرد؛ چرا كه آن اولیت هرگز قبل پذیر نیست.

توضیح آن كه جملگی پدیده ها در نظام هستی معلول هستند و هیچ چیز نیست كه از این سنخیت خارج باشد، و پرواضح است كه هر معلولی از علت خود متاخر بوده و به آن وابسته می باشد. پس هیچ چیز قبل از او وجودی نخواهد داشت.

هم چنین، او آخری است كه پس از او آخر دیگری قابل تصور نیست ؛ زیرا اولا: هیچ موجودی نسبت به خداوند متعال استقلال ندارد تا بتوان آن را آخر دانست، و ثانیا: خدای متعال غایت همه موجودات عالم است و غایت هر چیز غیر از آن خود آن چیز می باشد.

در آیات عدیده ای از قرآن كریم نیز به این نكته عمیق برمی خوریم:

- الیه ترجع الامور: كارها فقط به سوی او باز می گردد.

- الی الله المصیر: بازگشت شما فقط به سوی خداست.

- الیه تصیر الامور: امور فقط به سوی او (خداوند) باز می گردند.

- الی الله الرجعی: فقط به سوی خداوند بازگشت شماست.

- و الی ربك المنتهی: فقط به سوی پروردگارت پایان كار است.

- كل الینا راجعون: همه به سوی ما باز خواهند گشت.

- هو الاول و الاخر: او (خداوند متعال ) اول و آخر است.

و بسیاری از آیات دیگر كه حاكی از این حقیقت می باشند كه غیر از او، چیز دیگری منتهی الیه نیست، زیرا اوست كه كمال است و همه عالم به طرف كمال مطلق در تكاپو است ؛ گرچه خود نمی داند.[1]

خدای نادیدنی

امام علیه السلام در سومین وصف فرمود كه بینندگان از دیدار حضرت حق ناتوان هستند. به راستی چشمان ظاهربین ما، چه مقدار توان رؤ یت پدیده های طبیعی را دارد و نسبت بین دیدنی ها و نادیدنی ها او چه مقدار است ؟

حقیقت آن است كه دیدنی ها اندك و نادیدنی ها بسیار است ؛ زیرا دیدنی های انسان در محدوده یك سلسله امواج با طول موج های متناسب با دستگاه بینایی قرار دارند؛ همچنان كه گوش انسان نیز فقط امواج با طول موج های مخصوص را می گیرد و از درك بقیه آن ها عاجز است. بنابراین قدرت دید انسان بسیار محدود بوده و جز یك سلسله از امواج خاص - كه متناسب با ساختار چشم است - را نمی بیند. البته روشن است كه این مقایسه فقط در ارتباط با جهان مادی صحیح می باشد، زیرا عوالم دیگر، از دسترس امواج و نوسانات نوری خارج بوده به هیچ وجه در ارتباط با ساختار چشم نیست و لذا خارج از قلمرو قوای حسی انسان می باشد.

از این رو، دیدن ذات خداوند متعال كه آفریدگار همه چیز و خلاق همه عالم (از جمله چشم ) است، هرگز باوركردنی نیست ؛ چرا كه علت، در افق احاطه یا دید معلول قرار نمی گیرد.

فراز آخر دعا در بیان عجز واصفان عالم است ؛ آنان كه باید طیران عقول خود را در آن اوج - كه برتر از آن محال است - قرار دهند و به این نكته در رسند كه ناتوان تر از آنند كه كمتر وصفی از حقیقت نامحدود و غیرمتناهی خالق بی همتای خویش را ارایه كنند؛ زیرا آنچه در احاطه ذهنی مخلوق درمی آید محدود است.

مروری بر دعاهای صحیفه...

 

مروری بر دعاهای صحیفه :

 

صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز با خدا وبیان حاجت در پیشگاه وی نیست، بلکه دریایی بیکران از علوم و معارف اسلامی است که طی آن مسائل عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و پاره‏ای از قوانین طبیعی و احکام شرعی در قالب دعا مطرح و بیان شده است .
در بخش ارتباط با خداوند طبق مقتضای زمانهای مختلف و احوال گوناگون دعاهایی بیان شده است، برخی دعاهای آن سالی یکبار، همچون دعای عرفه و وداع ماه رمضان، و برخی هر ماه یکبار، مانند دعای دیدن هلال، و برخی در هفته و برخی برای هر شبانه روز قرار داده شده است .
صحیفه سجادیه مشتمل بر ۵۴ دعا است که فهرست عناوین آن بدین شرح است:
۱ . ستایش خداوند که با کلمه «حمد» شروع و با کلمه «حمید» پایان می‏یابد .
۲ . درود بر محمد و خاندان او .
۳ . درود و صلوات بر فرشتگان نگه دارنده عرش و سایر فرشتگان مقرب، همچون اسرافیل، میکائیل، جبرئیل، روح، ملک الموت، منکر، نکیر و ... .
۴ . درود و صلوات و درخواست رحمت‏برای پیروان و ایمان آورندگان به پیامبران .
۵ . دعای حضرت برای خود و دوستانش .
۶ . دعا هنگام صبح و شام .
۷ . دعا هنگامی که پیشامدها و حوادث مهمی پیش آید و نیز به هنگام غم و اندوه .
۸ . پناه بردن به خداوند از ناپسندیها، بدی اخلاق و کردارهای زشت و نکوهیده .
۹ . در اشتیاق به درخواست آمرزش از خداوند .
۱۰ . پناه بردن به درگاه خداوند .
۱۱ . درخواست عاقبت‏به خیری .
۱۲ . اقرار به گناه و درخواست توبه و بازگشت .
۱۳ . درخواست‏حوائج از خداوند .
۱۴ . هنگامی که انسان ستمی می‏بیند و یا از ستمکاران کار ناخوشایندی می‏بیند .
۱۵ . هنگام بیماری، اندوه و گرفتاری .
۱۶ . درخواست عفو از گناهان و عیبها .
۱۷ . درخواست دفع شر شیطان و پناه بردن به خداوند از دشمنی و مکر او .
۱۸ . دعا پس از رفع خطر و برآورده شدن سریع حاجت .
۱۹ . درخواست‏باران هنگام خشکسالی .
۲۰ . درخواست مکارم اخلاق و کردارهای پسندیده از خداوند .
۲۱ . دعا هنگام حزن و اندوه .
۲۲ . دعا هنگام رنج و سختی و دشوار شدن کارها .
۲۳ . دعا هنگام درخواست تندرستی و سپاس بر آن .
۲۴ . دعا برای پدر و مادر .
۲۵ . دعا درباره فرزندان .
۲۶ . همسایگان و دوستان .
۲۷ . دعا برای رزمندگان و مرزداران کشور اسلامی .
۲۸ . هنگام پناه بردن به خدا .
۲۹ . دعا هنگام تنگدستی .
۳۰ . کمک خواستن بر پرداخت قرض .
۳۱ . توبه و بازگشت‏به خدا .
۳۲ . دعا بعد از نماز شب .
۳۳ . درخواست‏خیر و نیکی .
۳۴ . دعا هنگام گرفتاری به بلا و یا هنگامی که مبتلا به گناهی را می‏بیند .
۳۵ . خشنودی از خداوند هنگام دیدن دنیا داران .
۳۶ . دعا هنگامی که انسان به ابرها می‏نگرد و رعد و برق آسمان را مشاهده می‏کند .
۳۷ . اعتراف به ناتوانی از ادای شکر الهی .
۳۸ . دعای عذر خواهی از کوتاهی در ادای حقوق بندگان .
۳۹ . درخواست عفو و رحمت الهی .
۴۰ . دعا هنگام مرگ دیگران و یاد مرگ .
۴۱ . درخواست پرده پوشی و نگه داری از گناه .
۴۲ . هنگام ختم قرآن .
۴۳ . هنگام دیدن هلال ماه .
۴۴ . دعای اول رمضان .
۴۵ . دعای وداع ماه رمضان .
۴۶ . دعای روز عید فطر و جمعه .
۴۷ . دعای روز عرفه (نهم ذی حجه) .
۴۸ . دعای روز جمعه و روز عید قربان .
۴۹ . دعا برای دفع مکر و شر شیطان .
۵۰ . ترس عاقلان از خدا .
۵۱ . تضرع و زاری در پیشگاه الهی .
۵۲ . اصرار به درخواست از خدای متعال .
۵۳ . در مقام کوچکی در پیشگاه الهی .
۵۴ . دعا برای دور شدن اندوهها .